سه شنبه 25 تير 1398 شمسی /7/16/2019 3:08:10 AM
محمد طبیبیان پاسخ داد

دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان در پاسخ به سوال یکی از کاربران کانال تلگرامی اش دستاوردهای اقتصادی خود و همفکرانش در دولت های مهندس موسوی و هاشمی رفسنجانی را روایت کرده است.
من، نیلی، بانکی، روغنی زنجانی و نوربخش برای اقتصاد ایران چه کردیم
یک فرد بزرگوارى که با نام مستعار 'پرسنده' معرفى مى کنم، مطلبى در مورد نکاتى که من معمولا در این کانال نوشته ام فرستاده اند که به طور خلاصه شامل دو پرسش مى شود:
١. چرا من اقتصاددانان که مخالف نظرات من نظر دارند را مسخره مى کنم؟
٢. خودم چکار کرده ام؟
من جوابى به ایشان دادم که در پایین متن ویرایش و تکمیل شده آن آمده است. شاید سایر دوستان هم کنجکاو باشند.
معیار برخى نظرات اقتصاد دانان را دانش متعارف اقتصاد قرار دهید خواهید دید چه کسى حقیقت مى گوید. بسیارى اقتصاد دانان که شما مى بینید کارشان مخدوش کردن اذهان است و با اصول اولیه عقل عرفى اقتصاد هم آشنا یا پایبند نیستند. به همین دلیل تبین سخنان خودشان بر مبناى علمى اقتصاد یا عملکرد و تجربه مانند جوک و شوخى مى شود. مثلا به گروهى هم فکر توجه کنید، از این نظر که با اقتصاد آزاد سر جنگ دارند، که در تابستان گذشته یکى نرخ دلار را  تا چهل هزار تومان پیش بینى مى کرد، دیگرى دو هزار و هشتصد تومان و یکى دیگر  چهار هزار و سیصد و پنجاه تومان. یا آقایى که مى گفت با روش برنامه ریزى پویا و یا استفاده از نظریه گام هاى تصادفى مى شود قیمت ارز را پیش بینى کرد، وقتى مى پرسیم چگونه دیگر صدایش در نمى آید. یا فردى که به عنوان استاد اقتصاد ده ها سال حقوق گرفته و در مناصبى هم بوده که لابد از مزایاى آن هم بهره مند شده به دولت پیشنهاد مى کند مسئولین از اجراى سیاست هاى روشنفکرانه در اقتصاد بپرهیزند، این مى شود عاقبت اقتصاد دانى و حکمت علم و تجربه؟حقیقتا جوک نیست؟ به این شرایط اگر با دید طنز نگاه نکنید باید به عنوان مصیبت نگاه کنید. من تمسخر نمى کنم ذات بحثى که برخى مطرح مى کنند عجیب و دور از واقعیت و بعضا مسخره است! 
پرسیده اید دست آورد من چه بوده؟ من و بسیارى کسان که با آنان همکار بودم، که برخى شناخته شده و بسیارى ناشناس مانده اند،  در دوران بعد از انقلاب سازمان بهمریخته ادارى و اقتصاد را بر روى مدار کار کرد قرار دادیم. در زمان جنگ بودجه  و مالیه کشور را برنامه ریزى کردیم و در سخت ترین شرایط انسجام شیرازه اقتصاد را حفظ کردیم بهتر از شرایط دولت هاى اخیر. (براى فراموش نشدن این تاریخچه یادى از عوامل موثر داشته باشیم، آقاى مهندس میر حسین موسوى به عنوان نخست وزیر وقت مدیر و نیروى سیاسى حامى این حرکت ها در زمان خود، آقاى دکتر محمد تقى بانکى رییس خستگى نا پذیر سازمان برنامه و بودجه، و پس از آن آقاى روغنى زنجانى رییس پر کار و پایبند اصول حرفه اى، مرحوم دکتر نوربخش، رییس کل بانک مرکزى و وزیر اقتصاد، شادروان هاشمى رییس وقت مجلس و پس از آن رییس جمهور، بسیارى وزرا و برخى نماینگان، خیل وسیعى از کارشناس سازمان برنامه، بانک مرکزى، اقتصاد و دارایى و دستگاه هاى اجرایى، تلاش دکتر مسعود نیلى در تدوین چند برنامه اضطرارى در دوره جنگ و برنامه اول مصوب...) بعد از جنگ در دولت اول آقاى هاشمى و با همت آقاى هاشمى برنامه باز سازى کشور را تدوین و اجرایى کردیم، با منابع اندک (در این مورد هم علاوه بر همت، تلاش و درایت شادروان هاشمى بایستى از تلاش بسیارى وزرا و همکارى برخى نمایندگان و تلاش کارشناسان متعدد، از همکارى آقاى ناطق نورى رییس وقت مجلس و برخى نمایندگان آن دوران تقدیر کرد). آن برنامه باز سازى در شرایطى اجرا شد که در آمدحاصل از صادرات نفت ناچیز و ظرفیت ها همه تخریب یا فرسوده بود. اگر دانشجوى اقتصاد هستید به آمار ها و روند اقتصاد نگاه کنید تنها دورانى که اقتصاد کشور رشد مستمر داشته و فقر مستمرا کاهش یافته همان دوران است.
مهم ترین زیر بناهاى موجود کشور از همان برنامه ها است (از جمله بسیاى بزرگ راه ها تا راه هاى روستایى، برق رسانى به روستا ها، گسترش شبکه گاز، بیشتر پالایشگاه هاى جدید، بنادر جدید، گسترش آموزش عالى، ایجادشبکه موبایل و اینترنت...) و تداوم کار ها وقتى موفق بوده تداوم همان برنامه ها بوده است. تخریب و تنزل اقتصاد هم بیشتر در زمان هایى رخداده که دولت ها از آن برنامه ها دورى کرده اند(حتى در زمانى که بالا ترین در آمد نفت در تاریخ را در دست داشته اند). به عنوان پاسخ به پرسش شما افتخار مى کنم که جزیى از آن فراگرد بوده ام.  علاوه بر فعالیت هایى که در زمینه آموزش داشته ام در ایجاد مراکز آموزشى با کیفیت عالى (برنامه کارشناسى مهندسى سیستم هاى اجتماعى اقتصادى در دانشگاه صنعتى اصفهان و موسسه عالى برنامه ریزى با انگیزه دکتر بانکى و آقاى روغنى زنجانى همکارى دکتر مشایخى، پور زاهدى، آشتیانى، فرجادى، مهریار، جلالى نایینى،...احیا و تقویت موسسه عالى بانکدارى، با کمک معدودى از همکاران و همراهان، تالیف کتاب هاى متعدد...) تاریخ اقتصاد و سیاست گذارى این حدود چهار دهه را نگاه کنید و قضاوت کنید.  
از طرف افراد مغرض، کم مایه، و میان مایه آنچه حاصل شده فحاشى، اتهام زدن اقدامات ایذایی و حذف ، که این طرفداران اقتصاد آزاد وابسته هستند و غیره.  کماکان همین نقش بهتان زدن را ایفا مى کنند. نقش قابل ملاحظه اى هم ایفا مى کنند در ایجاد آشفته ذهنى در جامعه. زیرا جامعه اى که دچار آشفتگى ذهن است نمى تواند درست بیاندیشد، نمى تواند تصمیم بهینه اتخاذ کند، نمى تواند راه را از چاه تشخیص دهد و دوست را از دشمن باز شناسد. این حالت جامعه براى عده اى بسیار کار ساز افتاده است. شاید اگر تٓغٓییر و چالش در لحن من مى بینید به این  زمینه ها نیز مربوط است.
آن کاروان که ذکرش رفت اکنون رفته است و شرایط سیاست گذارى و اجرایى اقتصادى کشور هم آن چیزى است که مى بینید. از کشور هاى جزیى منطقه هم عقب مى مانیم و با جهان پیشرفته هم فاصله عمیق تر مى شود این هم مایه تاثر است.
مسلما من دست از افشاى اندیشه ها و مارکِشى هاى کسانى که به عنوان اقتصاد دان به خرابکارى در این حیطه معرفت مشغول هستند  و به ایجاد آشفته ذهنى مشغولند بر نمى دارم. برخى را داراى نیت نامبارک مى بینم،  حمایت مى شوند  تا با اندیشه هایى که مبناى آن آزادى و حقوق فردى است مقابله کنند. اتهام زدن، بر چسب گذارى به جاى بحث منطقى و پرخاششان به لیبرالیزم و نئولیبرالیزم بدون این که حتى این واژگان را تعریف کنند و مانند آن از این دست است. سابقه برخى از این حرکت ها به حزب توده و عوامل آن برمى گردد که لیبرالیزم را به عنوان ناسزا رایج کردند و از معنى کلمه مزبور نیز گذشتند. برخى در همان خط هستند  که نمى خواهند ذات اندیشه خود را رو کنند به انتقاد ها و طرح مطالب انحرافى مى پردازند. برخى دیگر را داراى سواد نا چیز مى دانم که حاضر نیستند چند کتاب جدید بخوانند و بهنگام باشند. البته لازم به تاکید است که حساب این مجموعه را باید از اقتصاد دانان با کیفیتى که در بسیارى مراکز علمى و پژوهشى کشور مشغول هستند  جدا دانست.
پل کروگمن اقتصاددانان برنده جایزه نوبل گفته بود افکار اقتصادى بد (مانند اندیشه هاى اقتصادى که توجیه کننده دخالت دولت در کنترل و توزیع رزق مردم، روش هاى ادارى توزیع، تنبیه و تجسس فعالان اقتصادى، به کار بردن روش هاى خشونت آمیز در امور اقتصادى، توجیه افزایش هاى نقدینگى و ایجاد تورم، دور کردن اقتصاد کشور از امکانات صحنه بین المللى، توجیه تعدى به حقوق مالکیت مردم ...است) مثل سوسک حمام هستند، اگر به آبریز بیاندازید و سطل آبى هم رویشان بریزد باز بر مى گردند، چاره نیست جز این که یک نفر با روزنامه لوله شده با آنان برخورد کند. مسلما کار مطبوعى نیست، ولى برخى باید این کار را انجام دهند.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین